عزت الله مولايى نيا همدانى
402
نسخ در قرآن ( فارسى )
مطلقه و بىانتهاى خود بنمايد . و روشن كند كه هرگونه تصرف مالكانه و حكومت مطلقه در آفريدههايش حق مسلم اوست و براى هر نسلى احكام متناسب با مصالح آنان تشريع مىنمايد « 1 » . و در برخى از گزارشهاى حديثى گفته شده است كه قايلين اين سخن ، مشركان مكّه بوده و نسبت دروغ و افترا به رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - دادند و به دنبال آن ، آيهء « ما ننسخ . . . » و آيهء إِذا بَدَّلْنا فرود آمد « 2 » . لكن بديهى است كه سورهء بقره در مدينهء منوره فرويش يافته ، جز چند آيه ، بنابراين ، نمىتواند در ارتباط با مشركان مكه باشد ، بويژه اينكه آيات 104 - 105 در ارتباط با يك مسأله اجتماعى و آداب معاشرت و تعليم و تربيت مسلمانان است كه در طى آن از آنان خواسته شده كه در مواجهه با رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - كلمهء « راعنا » را به كار نبرند و به جاى آن « انظرنا » را به كار ببندند . و مفسران اسلامى در پيشينهء تاريخى اين كلام گفتهاند كه اين تكيه كلام يهود بود . و از آن يك مفهوم زشت و ناپسندى را اراده مىكردند كه خداوند مسلمانان را از آن نهى فرمود . بنابراين ، اين حديث و امثال آن از درجهء اعتبار ساقط مىباشد البته نظريهء بعضى از پژوهشگران مسلمان معاصر نيز نمىتواند در مورد مناسبت آيهء « نسخ » با آيات 104 - 105 ، صحيح باشد كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - اين تعبير زشت و ناپسند را از صحابه پذيرفته و اعتراض نكرد و در حقيقت امضا فرمود ، سپس با اين آيهء لا تَقُولُوا راعِنا . . . نسخش كرد ؛ يعنى عملا يك مورد عمليات نسخ واقع شد ، يعنى در مورد « راعنا » و سپس مورد اعتراض و ناراحتى يهود گرديد ، آنگاه در ردّ اعتراض يهودان ، آيهء « ما ننسخ . . . » نازل شد و بدين طريق ، تناسب آيههاى 104 - 105 با آيهء 106 . . . برقرار گرديد « 3 » ؛ زيرا رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - كه معصوم از خطا و گناه و نسيان در ابلاغ وحى است و از خداوند عالم كه حكيم و شارع است ، بسيار بعيد
--> ( 1 ) ر . ك : على حسن العريض پيشين ، صص 98 - 99 . ( 2 ) ر . ك : علامه سيد عبد الاعلى سبزوارى ، همان ، ج 1 ، ص 417 ، على بن احمد واحدى نيشابورى ، اسباب النزول ، چاپ اول ، بيروت : دار الكتاب العلية ، ( 1402 ه . ق ) ، ص 19 . ( 3 ) ر . ك : على حسن العريض ، پيشين ، ص 98 .